میمیرم
من از عشقت به خدا دل بکنم ، میمیرم
چون اسیر تو نباشد بدنم، میمیرم
زنده ام تا که گرفتار تو و دربندم
تا رها می شود این جان و تنم ، میمیرم
اسم زیبای تو وابسته به لبهای من است
عطر بیگانه بگیرد دهنم ، میمیرم
مهر من در دل پاک تو اگر افتاده ست
این دل صاف تو را گر شکنم ، میمیرم
بی تو میمیرم و این حرف مرا ساده نگیر
اعتنا گر نکنی بر سخنم ، میمیرم
گفته بودی که دگر قید تو را باید زد
رگ من قید تو باشد ، بزنم ، میمیرم
مهدی حبیبی
این وبلاگ، پر است از شعرهای شاعری که خود را شاعر نمی داند ولی شعرهایش را دوست دارد. برای دل خود می سراید تا شاید با شعر آرامش بیابد.