بی تو من از غم این پنجره ها لبریزم

غرق این عصر غریبانه و خوف انگیزم

دود سیگار من و عطر تو تلفیق شده

ذهن من بی تو پر از همهمه و جیغ شده

دل من بی تو از این ثانیه ها میمیرد

شعر من در گذر قافیه ها میمیرد

بعد تو همنفسم جز غم و تنهایی نیست

رفتی و حال من خسته تماشایی نیست

بین ما فاصله کم نیست ، خودت می دانی

حال من دست خودم نیست ، خودت می دانی

رنج و تنهایی و آشفتگی و گیجی من

نیستی شاهد این مردن تدریجی من

 

 مهدی حبیبی