لعنت بر من...
ببین داغت چه کاری دست من داد
تمام دلخوشی ها رفت از یاد
دو فنجان چای ، باران ، طعم بوسه
همه بعد از تو از چشم من افتاد
گرفتم خو به طعم تلخ سیگار
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
مهدی حبیبی
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 16:31 توسط مهدی حبیبی
|
این وبلاگ، پر است از شعرهای شاعری که خود را شاعر نمی داند ولی شعرهایش را دوست دارد. برای دل خود می سراید تا شاید با شعر آرامش بیابد.