از بدی اغماض کن یک صبح دیگر آمده
قصه را پرداز کن یک صبح دیگر آمده

مثل شبنم زنده کن گلبرگ های خسته را
مثل مریم ناز کن یک صبح دیگر آمده

صفحه ذهن کبوتر خالی از لبخند توست
بازهم پرواز کن یک صبح دیگر آمده

صبح یعنی فرصتی دیگر برای عاشقی
عشق را آغاز کن یک صبح دیگر آمده

با نگاه مهربانت آسمان را شاد کن
شور را آواز کن یک صبح دیگر آمده

سیم گیتار دلت را کوک کن با خنده ای
نغمه ی دل ساز کن یک صبح دیگر آمده

با زبان چشمهایت نکته ها با من بگو
نکته را ایجاز کن یک صبح دیگر آمده

در میان آسمان با غمزه ای خورشید گفت
چشم خود را بازکن یک صبح دیگر آمده

 

مهدی حبیبی