لبخندی بزن
باغ و بستان سبز و رنگینست ، لبخندی بزن
نسترن خوشحال و خوشبینست ، لبخندی بزن
یاسمن خندید و لادن با نگاهی ناز گفت:
موقع لبخند نسرینست ، لبخندی بزن
کار گل عشوه گری ، ناز و کرشمه ست ولی
کار بلبل همه تحسینست ، لبخندی بزن
نوش جانت شهد گلها در میان بوستان
باده ی خوش طعم و نوشینست ، لبخندی بزن
همچنان رسم وفا نیست در اندیشه ی گل
مکتب و آئین گل اینست ، لبخندی بزن
وقت خوب شادمانی ، شور و شوق و شادی و
بوسه از دلدارِ دیرینست ، لبخندی بزن
چشمها را باز کن ، این ظهر زیبا را نگر
زندگی شیرین شیرینست ، لبخندی بزن
مهدی حبیبی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 16:6 توسط مهدی حبیبی
|
این وبلاگ، پر است از شعرهای شاعری که خود را شاعر نمی داند ولی شعرهایش را دوست دارد. برای دل خود می سراید تا شاید با شعر آرامش بیابد.