از گل نسترن و یاس و شقایق بنویس
از دلی را که ربودند چو سارق ، بنویس

نکته ای بهر نوشتن اگر از ثانیه نیست
از غم رفتن ساعات و دقایق بنویس

لحظه ای خیره به دریا ، لب ساحل بِنِشین
از صدف ، صخره و از غربت قایق بنویس

بودنت پیش دلم گرچه فقط افسانه ست
تو از آن قصه بساز و به حقایق بنویس

شب ظلمانی من را تو فراموش بکن
و از آن صبح نشاط آور صادق بنویس

از زن بی صفت و مرد خطاکار بگو
هرچه در وصف خلایق شده لایق بنویس

از تو که زخم زدی سینه ی زنجور مرا
از من ساده دلِ خسته ی عاشق بنویس

 

مهدی حبیبی