لبخند زیبا
با دلم از بس که چشمان تو بد تا میکند
عاشقی را گاه قلبــم ساده حاشا میکند
گرچه مدتهاست مهرم از دلت بیرون شده
شک نکن خود را درون سینه ات جا میکند
بازهم آغــــــوش من پر می کشد تا ابرها
هر زمان خود را در آغوش تو پیدا میکند
خنده های مهربان و چشمــــهای آبی ات
خانه ام را هر سحر همـــرنگ دریا میکند
بی تفاوت رفتی اما هرکجا هستی بدان
خاطرت در خاطرم دیوانگی ها میکند
آمــــده یک صبح دیگر باز لبخندی بزن
عشق را لبخند زیبای تو معنــــا میکند
مهدی حبیبی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 20:27 توسط مهدی حبیبی
|
این وبلاگ، پر است از شعرهای شاعری که خود را شاعر نمی داند ولی شعرهایش را دوست دارد. برای دل خود می سراید تا شاید با شعر آرامش بیابد.