فصل زیبای بهار آمده اما سرد است

نکند منتظر آمدن برف شده

زخم عشقی که تو در سینه من کاشته ای

ساده بود اولش انگار کمی ژرف شده

رفتی و کاسه صبر دل من لبریزست

رنج دل بیشتر از جنبه این ظرف شده

فصل عید آمده اما شده تهران خالی

بی تو این شهرِ پر از همهمه کم حرف شده

چای داغی که دلم بود به دستت دادم

هرچه گفتم نزدی لب نکند صرف شده

 

مهدی حبیبی